تبليغاتX
جزيره عشق

جزيره عشق

دوست داشتنت همین قد بود؟!؟!!!
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 0:16 توسط زینب| |

صدفی به صدف همسایه گفت:"دردی شدید دارم.چیزی سنگین و گرد در درونم رنجم می دهد."

صدف دیگر با تفرعن و حالتی حق به جانب جواب داد:آسمان و دریا را سپاس می گویم،من دردی در درون خویش ندارم،در درون و بیرون حالم خوب است و سلامتم."

درهمان زمان خرچنگی ازآن حوالی عبورمی کرد،حرف های آنها را شنید،و به صدفی که هم در درون و هم دربیرون خوب وسلامت بود گفت:"بله،تو سالم و سلامتی؛اما دردی که همسایه ات را رنج می دهد مرواریدی است به غایت زیبا."

جبران خلیل جبران

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 12:53 توسط زینب| |

قوی ترین آدم جهان هم که باشی


وقت هایی هست
 
که دستی باید لمس ات کند
 
تنی
 
تن ات را داغ کند
 
و لبی
 
طعم لب ات را بچشد
 
مستقل ترین آدم جهان هم که باشی
 
وقت هایی هست
 
که دلت پر میزند برای کسی که برسد
 
و بخواهد که آرام رانندگی کنی
 
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی
 
مسافرترین آدم دنیا هم
 
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش

" زود برگرد "

طاقت دوری ات را ندارم
نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 15:48 توسط زینب| |

هر چه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل که مفت بخشیدم

دل من کودکی سبکسر بود

خود ندانم چگونه رامش کرد

او که می گفت"دوستت دارم"

پس چرا زهر غم به جامش کرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 15:13 توسط زینب| |

خدا را دوست بدارید

حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید . . .


بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم!

چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!


هميشه نگاهى را باور کن که وقتى از آن دور شدى در انتظارت باشد.

 

نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 17:31 توسط زینب| |

شاید آن روز که سهراب نوشت:تا شقایق هست زندگی باید کرد؛خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.باید این جور نوشت،هر گلی هم باشی چه شقایق،چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است.

آنچه زیباست عزیز نیست،بلکه آنچه عزیز است زیباست.


کسی که تا آخرین لحظه زیر باران خیس شود،رنگین کمان را خواهد دید.


از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند؛آنهائی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.(آنتوان چخوف)

 

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390ساعت 10:49 توسط زینب| |

When our  hearts  become 

 alone

  lets  not  ask  amoval 

 people  for 

love

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 18:33 توسط زینب| |

دلم به بهانه همیشگی

گریست،بگذار

بگرید و بداند،هر آنچه خواست

همیشه نیست.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 14:48 توسط زینب| |

ماه من غصه نخور،زندگی جزرو مد داره

دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور،همه که دشمن نمی شن

همه که پر ترک مث من و تو نمیشن

ماه من غصه نخور مث ماها فراوونه

خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور،گریه پناه آدماست

ترو تازه موندن گل مال اشک شبنماست

ماه من غصه نخور،زندگی خوب و بد داره

خوب داره و زشت داره

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور،پنجرمون بازه هنوز

باغچمون غرق گلای عاشق نازه هنوز

ماه من غصه نخور،باز داره فصل سیب میشه

میدونم گاهی آدم تو وطنش غریب میشه

ماه من غصه نخور،ماها که تب نمیکنن

ماها که از آدما طلب کمک نمیکنن

ماه من غصه نخور،شمدونیا صورتی ان

دلایی که بشکنن چون عاشقن قیمتی ان

ماه من غصه نخور،سبک میشی بارون بیاد

توی عاشقی باید نترسید از کم و زیاد

ماه من غصه نخور،تاب بازی افتادن داره

زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور،خیلیا تنهان مث تو

خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مث تو

ماه من غصه نخور،زندگی بی غم نمیشه

اونی که غضه نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور،دنیا رو بسپار به خدا

هردمون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 15:15 توسط زینب| |

 

بدون اراده متولد می شویم و با حسرت زندگی می کنیم و سپس با حیرت می میریم!

اما بدان تنها چیزی که می ماند خاطره ای است که در طول گذشت روزها و ساعتها و ثانیه ها به وجود می آید.زندگی بدون عشق بی معناست.این عشق است که می ماند و امید را در دل زنده میسازد؛عشق شیره زندگیست...!

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 14:41 توسط زینب| |